تبليغاتX
ما ز بالاييم و بالا مي رويم

ما ز بالاييم و بالا مي رويم

امروز قسمتی از کویر را خواندیم... از دکتر شریعتی.

در تشویش هر روزه پابرجاماندن یا سر خوردن، در خستگی پشت شکسته، در بیهودگی غم ها و غفلت ها، در بی خبری ها، در بی اعتنایی ها، در سکوت غمبار، در خفگی دل و قلب، در چشم دواندن برای یافتن راه و به مرز کوری رسیدن، دیدن کویر و آسمان و خدا و کوچک آفریده ها و تلاطم رود و بالا رفتن خورشید و پایین آمدن ماه، سخت است شریعتی جان! طاقت فرساست.

آن روزها که قلم به دست می گرفتی و می نوشتی برای بیداری گذشته های نسل من، گرچه تنها بودی اما دغدغه مندان مثل تو قلم به دست و اعتراض در مشت همراهی ات می کردند. همه روی کار بودند همه برای بیداری تلاش میکردند اما امروز چه؟ امروز که تنهایی خسته آور تنهایی خفه می کند هر انگیزه ای را در نطفه، که بیداری شده رویای باورنکردنی یک بیدار که کم کم به خواب می رود، که بیداران خواب نما و خواب های بیدار نما پر کرده اند زمین وسیع خدارا، که همه تلاش میکنند برای لالایی خواندن و خواب کردن من و امثال من، امروز دیگر بهانه ای برای زیستن نیست شریعتی جان!

تشخیص درستی از نادرستی از ماندن پای درستی سخت تر است. کاش میشد در زیبایی آفریده ها و آفریده های زیبای خداوندی غرق شد، کاش میشد چشم دل را به دهان آسمان دوخت و با چشمک های آسمان تپید، کاش میشد سیاهی ظلمت زای این روزهارا در روشنایی عشق الهی ذوب کرد، کاش میشد به دور از این نامردمی ها انسان ماند.

اما... اما سرلوحه شیعه بودنمان حک کرده اند سیاست عین دیانت و دیانت عین سیاست و گرنه غرق شدن در سحر خدا لذت بخش تر از مشت اعتراض و قلم انتقاد است اما چه جای اعتراض و کنار کشیدن وقتی خدا میخواهد جانت را برای اسلام، آبرویت را برای تشیع و فکرت را برای دفاع از حق در میدان بیاوری.

اما... سخت است شریعتی جان!

 

 

_ برای این روزهایمان دعا فراموش نشود.

_ تو کتاب ادبیات دوم دبیرستان نوشته: دکتر.... در رشته های فلسفه، علوم تربیتی، ادبیات فارسی، زبان خارجه، حقوق و روانشناسی تخصص و تبحر ( ارزش املایی دارد!!) داشت. من حفظ میکنم تو هم تستش را میدهی و رتبه من تکیه می کند یه همین یک تست اما کسی نیست بگوید چه اعجوبه ای بوده است این دکتر...

+ نوشته شده در  شنبه 26 آذر1390ساعت 19:9  توسط فاطمه